پلاس 1749 -1827 لاپلاس فیلسوف و فیزیکدان بعداز نیوتن از تاثیر گذاران والا در فیزیک و فلسفه بود .وی درباره مسائل اکانت انتگرال ، ریاضی کیهانشناسی و علیت و…. اظهار نظر اکثری را مطرح کرد که برای سوال های بی جواب مجال نیوتن درهای جدیدی را گشوده معلم خصوصی فیزیک در تهران کرد.
لاپلاس در شیوه خویش معتقد بود در حالتی که موقعیت فعلی کل ذرات را بدانیم شرایط آتی آن را قادر خواهیم بود به حساب آوردن کنیم کهاین در معنای ضابطه علیت میباشد و مکانیک کلاسیک علیت را به وضوح نشانه داده و پذیرش میکرد.
وی همینطور در دو قضیه احتمال ها و مکانیک آسمانی نظرها خویش را بسط اعطا کرد.وی طرز هایی در ریاضی نوآوری کرد برای مثال توابع مولد .
لاپلاس ضوابط مکانیک سیارات را انتخاب کرد و آرم بخشید کهاین اجسام مثل بقیه اجسام تابع ضوابط فیزیکی می باشند. اولی ادعای لاپلاس ثبات دستگاه خورشیدی بود. وی در کتاب مکانیک آسمانی اظهارکرد وضع و اوضاع سیارات نسبت به خورشید تغییرو تحول مینمایند البته این تغییرات تناوبی میباشد. مهمترین تاثیر او در فیزیک تئوری تحلیلی فرضیات میباشد
آلبرت اینشتین
یکی از دیگر از مطرح ترین تحولات را در فیزیک و دیدگاه فلسفی به هستی را البرت اینشتین معروف ساخت.هر که نیاز به معرفی و توضیح چندانی ندارد.محور های فیزیک کلاسیک را وی سست نمود و در پروسه گذار فیزیک از فیزیک کلاسیک به فیزیک امروزی نقش اساسی را اجرا نمود.همینطور این تحولات که با عقیده نسبیت عام و خاص وی ساختوساز شد به شدت بینش فلسفی را به فیزیک و آشنایی هستی تغییر و تحول بخشید.توسعه و گسترش نگرش نو فیزیک و فلسفه بعداز وی به حدی میباشد که به صورت مختصر قابل تبیین وجود ندارد.فلسفه بعداز وی مبتلا انزوا شد (که دلایل آن بیان گردد).البته فیزیک به پرورش خویش با سرعت بیشتری دست یافت.
قبل از وی تصور بر این بود که اطراف و فرصت ازلی و ابدی میباشد و تکان اجسام و نیروی جاذبه هیچ تاثیری بر آنان نمیگذارد.با مطرح شدن عقیده اینشتین خطای این بینش مشخص و معلوم شد.دیگر دور و بر فرصت را مطلق و جدا از هم نمیپنداشتند و به مکان فرصت مطلق و فضای مطلق ، محیط-فرصت جایگزین شد.دور و بر مجال از طرفی بر تکان اجسام و کارایی نیروها موءثر بوده و از طرف دیگر از مجموع رخدادهای دنیا اثر میگیرد.این بدان شکل بود که سوای وجود فضازمان تبیین رخدادهای عالم بیهوده میباشد.
یکی مهمترین سوال های فلسفه که همچنان باقی ماند ، فرصت، جای و ماهیت آن بود.البته عدم مطلق بودن مجال تحول فکری را در فلسفه ی کانت که با مجال مطلق هماهنگ بود تولید کرده و آحاد درنگ های فلسفی را از جدید متوجه اطراف و مجال کرد.
بیگ بنگ
بعداز اینشتین و بعد از تبیین انبساط عالم و طرح بیگ بنگ بوسیله کشیش بلژیکی به اسم لماتره ،دنیای فیزیک امروزی صورت پهناور ای به خویش گرفت( که خلاصه آن هم کامل خواهد بود) .ژرژ لماتره مانند فریدمن با کوشش بر روی فرمول های اینشتین و بازبینی نتیاج نتیجه ها از آن ،انبساط دنیا را تیتر کرد.
مبنی بر سبک دنیا در اکنون انبساط ، انبساط نیروی جاذبه را به تعادل رسانده و بازدارنده از فروریختن جزئی از عالم میشد.لماتره مدعا شد که در شرایطی که به عقب برگردیم و انبساط را در جهت معکوس دنبال کنیم به استارت دنیا از یک نقطه تکین میرسیم.بنابراین بیگ بنگ مطرح شد.
بیگ بنگ شروع ماده و همچنین فرصت به حساب می آید که بعدها استیون هاوکینگ و راجر پنروز ثابت های نظری برای آن ارائه دادند.این عقیده آغاز بر محور و طرز نظری مطرح شد، آنگاه با مشاهدات منطبق پیدا کرد .اشخاصی که با فلسفه امروزی شناخت دارا هستند ، متوجه میباشند که بعداز عقیده بیگ بنگ دگرگونی بزرگی در فلسفه و گستره فلسفه امروزی تا حد شگفت انگیزی حجم یافت.

در فناوریهای مدرن